اپیکاک ابررایانه‌ای نظامی است که برای محاسبات جنگی ساخته شده، اما ریاضی‌دانی عاشق‌پیشه برای به دست آوردن دل همکارش با شعرهای عاشقانه دست‌به‌دامان این غول آهنی می‌شود.


ای لعنت! بالاخره یکی باید پیدا می‌شد که از رفیق من، اپیکاک، حرف بزند. هرچه نباشد ۷۷۶,۴۳۴,۹۲۷ دلار و ۵۴ سنت خرج روی دست مالیات‌دهنده‌ها گذاشته بود. حالا که چنین پولی از جیبشان رفته حق دارند بدانند قضیه‌اش چه بوده. آن موقع که دکتر اورماند فون کلایْگ‌اِشتات او را برای دولتی‌ها طراحی کرد، روزنامه‌ها حسابی اپیکاک را تحویل گرفتند. بعد از آن دیگر لام تا کام درباره‌اش حرف نزدند، جیکشان هم درنیامد. ماجرای اپیکاک اصلاً محرمانه و نظامی نیست، هرچند کله‌گنده‌های ارتش جوری رفتار کرده‌اند که انگار هست. قضیه فقط مایه‌ی خجالت است و بس. بعد از آن‌همه خرج، اپیکاک آن‌طور که باید از آب درنیامد.

اما مورد بعد، من می‌خواهم اپیکاک را روسفید کنم. شاید او کاری را که کله‌گنده‌ها می‌خواستند نکرده باشد، اما معنایش این نیست که شریف و بزرگ و نابغه نبود. او همه‌ی این‌ها بود. بهترین رفیق تمام عمرم بود. خدا بیامرزدش.

می‌خواهید به او بگویید ماشین؟ میل خودتان است. قیافه‌اش به ماشین‌ها می‌خورد، ولی خیلی کم‌تر از آدم‌هایی که می‌شناسم به ماشین شباهت داشت. برای همین هم بود که سکه‌اش پیش کله‌گنده‌ها از رونق افتاد.

...

دیدگاه خوانندگان

در حال بارگذاری نظرات...