پرواز گیوِر
گیوِر مثل همهی ساکنان شهر هر روز سر کار میرود، هر شب به خانه برمیگردد و زندگی آرام خود را پیش میبرد. تنها فرقش با دیگران این است که سؤالی ساده رهایش نمیکند: آنسوی مرزهای جهان چه خبر است؟ در...
بخوانید
گیوِر مثل همهی ساکنان شهر هر روز سر کار میرود، هر شب به خانه برمیگردد و زندگی آرام خود را پیش میبرد. تنها فرقش با دیگران این است که سؤالی ساده رهایش نمیکند: آنسوی مرزهای جهان چه خبر است؟ در...
بخوانید
خیس و گِلی و گرسنه بود و یخکرده؛ پنجاه هزار سال نوری از خانه فاصله داشت. خورشید آبی ناآشنایی میتابید و جاذبه که دو برابر حد معمول بود هر حرکتی را دشوار میکرد. اما طی دهها هزار سال این بخش...
بخوانید
کانگِر، شکارچی سابق، در ازای آزادیاش مأموریتی ناممکن را میپذیرد: با ماشین زمان به گذشته برود و پیش از آنکه بنیانگذارِ آیینی صلحآمیزْ نخستین موعظهاش را بر زبان بیاورد، او را به قتل برساند؛ تنها سرنخش برای شناسایی بنیانگذار، جمجمهی...
بخوانید
تکهنانی را تصور کن. نیازی نیست تصور کنی؛ همین جاست، توی آشپزخانه، روی تختهی نان، توی کیسهی پلاستیکیاش، کنار چاقوی نانبری. چاقوی نانبری قدیمی است؛ در حراجی پیدا کردهای. روی دستهی چوبیاش کلمهی «نان» حک شده. کیسه را باز میکنی،...
بخوانید
دوآر اِو با تشریفات تمام واپسین اتصال را با طلا لحیم کرد. دوازده دوربینِ تلویزیونی او را میپاییدند و امواج فرواثیری تصاویر لحظهبهلحظهی کارش را به سرتاسرِ جهان مخابره میکردند. دوآر اِو کمر راست کرد، بهطرف دوآر رِین سری تکان...
بخوانید