پرتره‌ی نازنین دستاربندان

نازنین دستاربندان

مترجم

زمانی دلم می‌خواست پزشک شوم، می‌خواستم وکیل شوم، مهندس شوم، بازیگر شوم؛ شغل‌هایی که هزاران برنامه برایشان داشتم و به سرانجام نرسیدند، ولی آن‌چه هیچ‌وقت حتی به ذهنم هم خطور نمی‌کرد، برایم اتفاق افتاد. شاید باید از همان اول به نازنینِ ده‌ساله اعتماد می‌کردم؛ همانی که عاشق این بود به کلاس زبان برود و در راه کتاب داستان بخرد. هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد بتواند این دو علاقه را به هم گره بزند و روزی جادو کند. تبدیل زبانی به زبانی دیگر؟ جادوست. ما مترجم‌ها همان جادوگرهای شهر قصه‌هاییم و من همیشه از چوب‌دستی‌ام برای ترجمه استفاده خواهم کرد.