جلد اثر: پرواز گیوِر

درباره‌ی «پرواز گیوِر»

گیوِر مثل همه‌ی ساکنان شهر زندگی آرام و یک‌نواختی دارد، اما سؤالی ساده رهایش نمی‌کند: آن‌سوی مرزهای مستطیلی جهان چه خبر است؟

برشی از «پرواز گیوِر»

یکی بود یکی نبود. در سرزمینی به نام شهر، ماشینی زندگی می‌کرد به نام گیوِر.

گیوِر با زنی ازدواج کرده بود که همه به او زن گیوِر می‌گفتند. گیوِر در حومه‌ی شهر، نزدیک لبه‌ی جهان زندگی می‌کرد، اما هر روز با خودرو سرِ کار می‌رفت تا برای مردی که به رئیس گیوِر معروف بود کاری بی‌اهمیت انجام دهد.

هر روز غروب از سرِ کار که برمی‌گشت، زنش می‌گفت: «به خانه خوش آمدی، گیوِر.»

—

دیدگاه خوانندگان

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...
فاصله‌ی سطرها